تبلیغات
ناحق - مطالب پوستر مذهبی
منوی اصلی
ناحق
گرافیک در خدمت اسلام
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:39 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید



    شقی من خالفکم و سعد من اطاعکم
    بد بخت آنکه با شما مخالفت کند و سعادتمند کسی که اطاعت شما بکند
    بخشی از زیارت زیبای آل یاسین

    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:41 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:28 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    عنوان  :  قال رسول الله (ع) :« إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً »(مستدرك الوسائل، ج 10ص 318)
    شهادت امام حسین علیه السلام در دل‏های افراد با ایمان آتش و حرارتی ایجاد می‏كند كه هرگز خاموش نخواهد شد. 
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:39 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:25 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید

    مِن خُطبَتِها علیهاالسلام: ... فَبِعَـیْنِ اللّه ِ ما تَفْـعَـلُونَ، وَسَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ ، وَاَنَا ابْنَةُ نَذیرٍ لَكُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٍ شَدیدٍ، فَاعْمَلُوا اِنّا عامِلُونَ، وَانْتَظِرُوا اِنّا مُنْتَظِرُونَ..
    حضرت زهرا علیهاالسلام در بخش دیگرى از خطبه فرمود: ... آنچه مى كنید زیر نظر خداست و ستمگران به زودى خواهند دانست كه به سوى چه سرانجامى باز مى گردند! و من دختر كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك و سخت بیم مى داد، پس هر چه خواهید بكنید ما نیز كار خود پیش مى گیریم و منتظر باشید و ما نیز در انتظار به سر مى بریم.
    پایان خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 141
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:27 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:24 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید



    دَخَلَتْ اُمُّ سَلْمَةَ عَلَى فاطِمَةَ علیهاالسلامفَقالَتْ لَها: كَیْفَ اَصْبَحْتِ عَنْ لَیْلَتِكِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله؟ قالَتْ: اَصْبَحْتُ بَیْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ، فُقِدَ الْنَبِىُّ وَ ظُلِمَ الْوَصىُّ، هُتِكَ وَ اللّهِ حِجابُهُ
    ام سلمه بر حضرت فاطمه علیهاالسلام وارد شد و به او گفت: اى دختر رسول خدا شب را چگونه صبح كردى؟ فرمود: همدم غم و اندوه. پیامبر از دست رفت، به جانشین او ظلم شد و قسم به خدا كه حریم او شكست.
    بحارالأنوار، ج 43، ص 156 
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:25 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:23 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    عَن عَلِىٍّ علیه السلام: اِنَّهُ قالَ لاُِمِّهِ فاطِمَةَ بِنْتِ اَسَدٍ: اِكْفىفاطِمَةَ علیهاالسلام بِنْتَ رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ما كانَ خارِجاً مِنَ السَّقىِ وَ غَیْرِهِ وَتَكْفیكَ ما كانَ داخِلاً مِنَ الْعَجْنِ وَ الطَّحْنِ وَ غَیْرِ ذلِكَ 
    امام على علیه السلام به مادرش فاطمه بنت اسد گفت: شما كارهاى خارج از خانه همچون تهیه آب و ... را به عهده بگیرید و فاطمه دختر پیامبر به امور داخل خانه همچون آردكردن و خمیرگرفتن و... مى پردازد. امام على علیه السلام نیز این را مى پسندید كه همسر جوانش بیشتر به كارهاى داخل خانه بپردازد و كمتر بیرون از خانه و در معرض نگاه هاى این و آن قرار گیرد. مسؤولیت خانه دارى و تربیت فرزندان شایسته، دست كمى از تلاش مردان در بیرون از خانه ندارد. گفته اند: مادر، با یك دستش گهواره را مى جنباند و با دست دیگرش جهان را!
    انساب الاشراف 2: 37 ح 36

    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:24 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:10 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید




    رَأَى النَبِىُّ صلی الله علیه و آله فاطِمَةَ علیهاالسلام وَ عَلَیْها كِساءٌ مِنْ اَجِلَّةِ الاِْبِلِ وَ هِىَ تَطْحَنُ بِیَدَیْها وَ تَرْضِعُ وَلَدَها فَدَمَعَتْ عَیْنا رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله فَقالَ: یا بِنْتاهُ تَعَجَّلى مَرارَةَ الدُّنْیا بِحَلاوَةِ الاْخِرَةِ، فَقالَتْ علیهاالسلام: یا رَسُولَ اللّه ِ اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلى نَعْمائِهِ وَالشُّكْرُ لِلّهِ عَلى آلائِهِ. 
    روزى پیامبر صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را دید كه پوششى از پلاس شتر بر دوش انداخته با دستانش خمیر مى كرد و فرزندش را شیر مى داد. ـ با مشاهده این صحنه ـ اشك بر چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله حلقه زد و فرمود: دخترم به خاطر شیرینى آخرت تلخى دنیا را تحمل كن. فاطمه علیهاالسلام در پاسخ گفت: نعمتها و موهبتهاى بى پایان حق را سپاسگزارم. هركه در دنیا به خاطر ایمان و عقیده اش و براى خدا، سختى یك زندگى همراه با صبر و قناعت را تحمّل كند، بهترین پاداش هاى آخرت را خواهد داشت. آنان كه تلخى زندگى دنیوى را به خاطر خدا تحمّل كنند، از شیرینى نعمت هاى ابدى پروردگار برخوردار خواهند شد.
    مناقب ج 3: 342.

    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:23 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:07 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    تاریخچه و زندگینـامـه
    حضرت سیّدمحمّد سبزقبـا(ع)
     
    دوران زندگی کوتاه حضرت سیّدمحمّدبن موسی الکاظم(ع) ، مصادف با دوران حکومت پُر ظلم و جور خاندان بنی عباس بود.  این خاندان پس از اذیّت و آزار بسیاری از مسلمانان و ریختن خون شیعیان تا آنجا پیش رفتند که با شکنجه های بسیار و به غّل و زنجیر کشیدن و زندانی کردن امام هفتم در سیاهچال هارون بالاخره آن حضرت را در سال 183 هجری به شهادت رساندند. با پیش آمدن این جریانات و به خاطر حفظ ارزشهای اسلامی تمامی فرزندان امام هفتم(ع) و سادات علوی در سراسر سرزمینهای اسلامی پراکنده شدند و شروع به تبلیغات و مبارزات مخفی و آشکار نمودند.
    از جمله فرزندان این امام بزرگوار ، احمد و محمّدبن موسی الکاظم(ع) و نیز حضرت معصومه(س) و ... می باشند ، که هر کدام به سویی متواری شده و خود را به محل امنی رساندند و در آنجا به مبارزات خود علیه خاندان بنی عباس پرداختند. حضرت محمّدبن موسی(ع) به قصد تبلیغ و نشر افکار پدر بزرگوارشان در جهت امامت برادرش ، حضرت رضا(ع) ، از مدینه خارج شده و پس از گذشتن از بیابانهای بی آب و علف و سوزان شبه جزیره عربستان از بصره به خرمشهر و از آنجا بـه اهــواز و سپس به شهـر امن دارالمؤمنین ، «دزفول» وارد میشوند و در حین عبور ازکوچه های این شهر صدای راز و نیاز زنی را می شنوند که خدا را به صاحب روز غدیر قسم می دهد و از او حاجت می طلبد ، پس در این لحظه سیّد محمّد متوجه می شوند که او مسلمانی شیعه است. پس از سلام و اطمینان یافتن از شیعه بودن او می فرمایند : ای مـادر ، من در ایـن شهـر غـریبم ، آیـا اجـازه می دهی امشب را در خانه شما مهمان باشم ؟
    آن زن مؤمنه و پارسا با رویی گشاده می پذیرد و او را به خانه خود دعوت می کند ، حضرت از آن زن که زبیده خاتون نـام داشت علت ناراحتیشــان را می پرسند و پس از اطلاع یافتن از اینکه دختر مریضی دارد که امیدی به بازگشت سلامتیش نیست حضرت کاسه ای آب طلبیده و در حالی که وضو می گرفتند چند قطره از آب وضوی خود را با آن آب مخلوط کرده و دعائی از پیامبر اکرم(ص) بر آن می خوانند و به زبیده خاتون میفرمایند : از این آب به مریض خود بدهید تا اینکه شفا یابد. پس از آشامیدن آب ، دختر زبیده سلامتی خود را باز می یابد.
    این کرامت باعث می شود که زبیده مانع خروج حضرت سبزقبا(ع) از خانه اش شود و حضرت را دعوت به ماندن و اقامت می کند ، حضرت سبزقبـا(ع) پـذیرفتــه و به شغــل سقـایت مشغول می شوند و با مشک از رودخانه برای مـردم آب می آوردند. از دیگر کرامات آن بزرگوار این بود که هر کس از آن آب مینوشید فوراً شفا می یافت. در این مدت بر اثر حضور این سیّد بزرگوار و اخلاق پسندیده و درسهای عملی آن حضرت که میراث اجداد پاکش بود ، روح و روان مردم این سرزمین از خطر انحراف در امان ماند. اما بعد از گذشت یک سال اجل مهلت نداده و در حالی که تنها 19 بهار از عمر آن سیّد بزرگوار می گذشت ، وفات یافتند. در هنگام شدت مرض و نزع آن حضرت ، زبیــده بــالای سرش آمده و به ایشان می گوید : تو را به حق خدا قسم می دهم از حسب و نسب و طائفه و عشیره خود مرا خبر ده. سیّد محمّد چشمها را به قوّه باز کرده و می فرمایند : مادر اگر بگویم بر تو ، می ترسم گرفتار شوی ! زبیده عرض می کند: عزیزم «لَعَلَّکَ اَنتَ الهاشِمی». سیّد محمّد ساکت می شود ، باز چشمها را به قوّه باز نموده و می فرمایند : من پسر موسی بن جعفر(ع) علوی هستم. زبیده به محض شنیدن این کلمه دستها را بر سر میزند و میگوید : واخجلتا ! جواب جدّت را چه بگویم در روز قیامت ، نسبت به تو جسارت کردم و حقّت را نشناختم ، بعد از آن میبیند که سیّد محمّد از دنیا گذشته است و در میان جیب او ورقه ای یافت شد که نسب خود را نوشته بود.
    بنا به روایات محدّث کبیر سید نعمت الله جزایری(ره) در کتاب المجموعه ، صاحب بقعه را برادر حضرت امــام رضــا(ع) می داند و همچنین می فرماید : آقا سیّد محمّد برادر اعیانی حضرت امام رضا(ع) است و تشریف فرمایی حضرت رضا(ع) موقعی که عازم طوس بوده از راه دزفول ، محض زیارت قبر مقدّس حضرت سیّد محمّد بوده است و تا آن وقت زبیده حیات داشته است که حضرت رضا(ع) او را نوازش فرموده ، انعام داده و نوید شفاعت در روز قیامت داده و تولیت قبر حضرت سیّد محمّد را به او سپــرده و می فرمایند : « مَن زار اخی مُحمّد بالسوَس فکانما زارنی- هر کس برادرم را در منطقه شوش زیارت کند گویی مرا زیارت کرده است ». (لازم به ذکر است که در آن زمان دزفول از توابع شوش بوده است). و حضرت رضا(ع) تا سه روز مجاور قبر حضرت سیّد محمّد بوده است. سیّد جزایری می فرماید: از این جهت معروف است به سبزقبـا « لِانّ مَیلهُ الثَوب الاَخضَر » چون رغبت به جامه سبز رنگ داشته است.





    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:10 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:05 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    خانه فاطمه آنروز تماشایی بود 

    كه فضا جلوه گر از آیت زیبایی بود 

    در بهاری كه  نسیمش نفس  جبریل است 

    گل ناز دگری  رو به شكوفایی بود 

    خانه ای را كه خدا جلوه عصمت بخشید 

    در و دیوار پر از نقش شكیبایی بود 

    تا بیایند به تبریك محمد جبریل 

    با ملائك همه در حاال صف آرایی بود 

    به خدا چشم خدا دست خدا وجه خدا 

    ز جگر گوشه خود گرم پذیرایی بود 

    تا كه قنداقه او را به بر اورد حسن 

    حالتی رفت در آنجا كه تماشایی بود 

    ساكت از گریه نشد تا كه حسینش نگرفت 

    این دو را چون كه ز آغاز شناسائی  بود 

    دختری داشت در آغوش محبت زهرا 

    كه سراپا همه ایینه زیبایی بود 

    دختری داشت سراپای همانند علی 

    زینبی داشت كه ذاتش همه زهرایی بود 

    پنج تن آل عبا در دو جهان آقایند

    وز شرف زینبشان وارث آقایی بود 

    پنج معصوم به او معرفت آموخته اند 

    كه ز ایمان و یقین در خور یكتایی بود 

    وصف او عالمه غیر معلم شده است 

    تا به این مرتبه اش پایه دانایی بود 

    بود از صبر و رضا نایبه خاص امام 

    نازم او را كه به این قدر  توانایی بود 

    كربلا صحنه عشق است و در آن صحنه عشق

    همت زینب نستوه تماشایی بود 

    به علمداری صحرای بلا كرد قیام 

    رهبر قافله عشق به تنهایی بود 

    یك زن و آنهمه داغ دل و آنقدر شكیب 

    عقل از این واقعه در چنبر شیدایی بود 

    دیده ام كور كه شد خاك نشین ره شام 

    آنكه خاك در او سرمه بینایی بود 
     

    سید رضا م‍‍وید
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:07 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:55 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید


    پوستر 9 دی
    مقام معظم رهبری: 9 دی تجلی قدرت خداوند و حرکتی ماندگار در تاریخ انقلاب است


    نسخه 2 پوستر:

    برای دریافت تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:05 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:51 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    رسول اللّه صلى الله علیه و آله :حَقّاً لَم یَكُن لُقمانُ نَبِیّاً ، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً ، كَثیرَ التَّفَكُّرِ ، حَسَنَ الظَّنِ ، أحَبَّ اللّه َ فَأَحَبَّهُ ، وضَمِنَ عَلَیهِ بِالحِكمَةِ ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ : یا لُقمانُ ، هَل لَكَ أن یَجعَلَكَ اللّه ُ خَلیفَةً فِی الأَرضِ تَحكُمُ بَینَ النّاسِ بِالحَقِّ؟ 
    فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ ، فَقالَ : إن یُجبِرنی حدیث رَبّی قَبِلتُ ، فَإِنّی أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بی أعانَنی وعَلَّمَنی وعَصَمَنی ، وإن خَیَّرَنی رَبّی قَبِلتُ العافِیَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ . 
    فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا یَراهُم : لِمَ یا لُقمانُ؟ 
    قالَ : لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها یَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ یَنجو ویُعانُ وبِالحَرِیِّ أن یَنجُوَ ، وإن أخطَأَ أخطَأَ طَریقَ الجَنَّةِ ، ومَن یَكُن فِی الدُّنیا ذَلیلاً خَیرٌ مِن أن یَكونَ شَریفاً ، ومَن یَختَرِ الدُّنیا عَلَى الآخِرَةِ تَفتِنهُ الدُّنیا ولا یُصیبُ مُلكَ الآخِرَةِ . 
    فَعَجِبَتِ المَلائِكَةُ مِن حُسنِ مَنطِقِهِ ، فَنامَ نَومَةً فَغُطَّ بِالحِكمَةِ غَطّا فَانتَبَهَ فَتَكَلَّمَ بِها ، ثُمَّ نودِیَ داوُدُ بَعدَهُ فَقَبِلَها ولَم یَشتَرِط شَرطَ لُقمانَ . . . وكانَ لُقمان یُؤازِرُهُ بِحِكمَتِهِ حدیث وعِلمِهِ ، فَقالَ لَهُ داودُ : طوبى لَكَ یا لُقمانُ ، اُوتیتَ الحِكمَةَ وصُرِفَت عَنكَ البَلِیَّةُ ، واُوتِیَ داوُدُ الخِلافَةَ وَابتُلِیَ بِالرَّزِیَّةِ أوِ الفِتنَةِ . 
    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :در حقیقت ، لقمان ، پیامبر نبود ؛ لیكن بنده اى بود مصمّم، اندیشه مند و با حُسن ظن . خدا را دوست مى داشت . پس خدا نیز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز ، خوابیده بود كه ناگهان به پذیرش خلافت ، فرا خوانده شد كه : «اى لقمان! آیا مى خواهى كه خداوند ، تو را خلیفه اى در روى زمین قرار دهد تا در میان مردم ، به حق ، داورى كنى ؟» . 
    لقمان ، بیدار شد و در پاسخ گفت : «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى پذیرم؛ زیرا مى دانم كه اگر با من چنین كند . یارى ام مى نماید و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخیّر سازد، عافیت را مى پذیرم و بلا را نمى پذیرم» . 
    فرشتگانى كه نمى دیدشان ، با صدایى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنین گفتى؟ 
    گفت: «زیرا حكمران ، در سخت ترین و مشكل ترین مقام ، جاى گرفته كه ظلم از هر طرف ، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود یا یارى گردد . اگر به صواب داورى كند، امید است كه نجات یابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنیا حقیر و بى مقام باشد ، بهتر از این است كه صاحب مقام باشد ، و هر كس دنیا را در مقابل آخرت بر گزیند، دنیا او را مى آزماید ؛ ولى به پادشاهىِ آخرت ، دست نمى یابد» . 
    فرشتگان از زیبایىِ گفتار او ، در شگفت شدند. لقمان ، لحظه اى خوابید و سراسر وجودش آكنده از حكمت شد. پس ، از خواب بیدار شد و [از آن پس ]حكیمانه سخن گفت . 
    پس از او، داوود علیه السلام به پذیرش خلافت ، فرا خوانده شد و او آن را پذیرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... . لقمان با دانش و حكمتش ، داوود را یارى مى كرد. داوود گفت: «خوشا به حالت ، اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گردید ؛ ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصیبت و فتنه گردید» .
    تاریخ مدینة دمشق : ج 17 ص 85 ، كنز العمّال : ج 14 ص 34 ح 37865 ؛ مجمع البیان : ج 8 ص 494 نحوه وراجع : نوادر الاصول : ج 1 ص 247 وتفسیر القمی : ج 2 ص 162 .

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:48 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    امام عسكرى علیه السلام : مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ و مَن وَعَظَهُ عَلانِیَةً فَقَد شانَهُ ؛ 
    امام عسكرى علیه السلام :هر كه برادرش را در خلوت پند دهد ، او را آراسته است ، و هر كس برادرش را در جمع پند دهد ، او را سرشكسته كرده است .
    تحف العقول ، ص 489 .
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:49 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:47 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    ما هم با شیخ زکزاکی ندا میدهیم
    یا حسین

    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:45 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    امام حسن علیه السلام : مَن عَبَدَ اللّه َ عَبَّدَ اللّه ُ لَهُ كُلَّ شَى ءٍ ؛ 
    امام حسن علیه السلام :هر كس خدا را بندگى كند ، خداوند همه چیز را بنده او گرداند .
    . تنبیه الخواطر ، ج 2 ، ص 108 .
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:47 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:44 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    شهید مدافع حرم، سید مجتبی ابوالقاسمی
    جانم سید جان
    شهرمون رو رو سپید کردی
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:45 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:41 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    امام رضا علیه السلام : شُربُ الماءِ البارِدِ عَقیبَ الشَّى ءِ الحارِّ أوِ الحَلاوةُ یَذهَبُ بِالأسنانِ ؛ 
    امام رضا علیه السلام :نوشیدن آب سرد ، پس از خوردن چیز گرم ، یا [خوردن] شیرینى دندان ها را از بین مى برد .
    مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ص 458 .
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 13 ... 3 4 5 6 7 8 9 ...