تبلیغات
ناحق - مطالب امام رضا ع
منوی اصلی
ناحق
گرافیک در خدمت اسلام
  • کبلایی حمید جمعه 5 آذر 1395 01:09 ب.ظ نظرات ()
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


    دوست دارم صدات کنم توهم منوصدا کنی

                              دوست دارم نگات کنم توهم منو نگا کنی

    قربون صفات برم ازراه دوری اومدم

                                جای دوری نمی ره اگه به نگا کنی 

    دل من زندونیه تویی که تنها می تونی

                                            قفس رو وا کنی پرنده رو  رها کنی

    تو غریبی منم غریب تنها. چی میشه

                                            این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی

    دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم

                                          دوست دارم تا من بیام اون گره ها روواکنی

    قربون کبوترای حرمت امام رضا

                                          قربون این همه لطف و کرمت امام رضا

    تو گفتی هر کی بیاد به پابوسم امام رضا

                                          روز رستاخیزبه دادش می رسم امام رضا

    میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه

                                          میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی

    تو رئوفی پیش تو شاه و گدا فرق نداره

                                          حاجتش روا می شه هر کی به تو رو بیاره

    آخرین ویرایش: جمعه 5 آذر 1395 01:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید یکشنبه 24 مرداد 1395 10:39 ق.ظ نظرات ()
    خورشید کوچکترین قمر شماست
    السلام علیک یا شمس الشموس، یا علی بن موسی الرضا المرتضی


    برای دریافت تصویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

    میلاد با سعادت امام الرئوف، حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد.
    ان شا الله که مهر ضمنت پای نامه ی اعمال ما هم بزنند

    عکس از سایت رضوی|جناب محمد زائرنیا
    آخرین ویرایش: یکشنبه 24 مرداد 1395 10:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 10:07 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    تاریخچه و زندگینـامـه
    حضرت سیّدمحمّد سبزقبـا(ع)
     
    دوران زندگی کوتاه حضرت سیّدمحمّدبن موسی الکاظم(ع) ، مصادف با دوران حکومت پُر ظلم و جور خاندان بنی عباس بود.  این خاندان پس از اذیّت و آزار بسیاری از مسلمانان و ریختن خون شیعیان تا آنجا پیش رفتند که با شکنجه های بسیار و به غّل و زنجیر کشیدن و زندانی کردن امام هفتم در سیاهچال هارون بالاخره آن حضرت را در سال 183 هجری به شهادت رساندند. با پیش آمدن این جریانات و به خاطر حفظ ارزشهای اسلامی تمامی فرزندان امام هفتم(ع) و سادات علوی در سراسر سرزمینهای اسلامی پراکنده شدند و شروع به تبلیغات و مبارزات مخفی و آشکار نمودند.
    از جمله فرزندان این امام بزرگوار ، احمد و محمّدبن موسی الکاظم(ع) و نیز حضرت معصومه(س) و ... می باشند ، که هر کدام به سویی متواری شده و خود را به محل امنی رساندند و در آنجا به مبارزات خود علیه خاندان بنی عباس پرداختند. حضرت محمّدبن موسی(ع) به قصد تبلیغ و نشر افکار پدر بزرگوارشان در جهت امامت برادرش ، حضرت رضا(ع) ، از مدینه خارج شده و پس از گذشتن از بیابانهای بی آب و علف و سوزان شبه جزیره عربستان از بصره به خرمشهر و از آنجا بـه اهــواز و سپس به شهـر امن دارالمؤمنین ، «دزفول» وارد میشوند و در حین عبور ازکوچه های این شهر صدای راز و نیاز زنی را می شنوند که خدا را به صاحب روز غدیر قسم می دهد و از او حاجت می طلبد ، پس در این لحظه سیّد محمّد متوجه می شوند که او مسلمانی شیعه است. پس از سلام و اطمینان یافتن از شیعه بودن او می فرمایند : ای مـادر ، من در ایـن شهـر غـریبم ، آیـا اجـازه می دهی امشب را در خانه شما مهمان باشم ؟
    آن زن مؤمنه و پارسا با رویی گشاده می پذیرد و او را به خانه خود دعوت می کند ، حضرت از آن زن که زبیده خاتون نـام داشت علت ناراحتیشــان را می پرسند و پس از اطلاع یافتن از اینکه دختر مریضی دارد که امیدی به بازگشت سلامتیش نیست حضرت کاسه ای آب طلبیده و در حالی که وضو می گرفتند چند قطره از آب وضوی خود را با آن آب مخلوط کرده و دعائی از پیامبر اکرم(ص) بر آن می خوانند و به زبیده خاتون میفرمایند : از این آب به مریض خود بدهید تا اینکه شفا یابد. پس از آشامیدن آب ، دختر زبیده سلامتی خود را باز می یابد.
    این کرامت باعث می شود که زبیده مانع خروج حضرت سبزقبا(ع) از خانه اش شود و حضرت را دعوت به ماندن و اقامت می کند ، حضرت سبزقبـا(ع) پـذیرفتــه و به شغــل سقـایت مشغول می شوند و با مشک از رودخانه برای مـردم آب می آوردند. از دیگر کرامات آن بزرگوار این بود که هر کس از آن آب مینوشید فوراً شفا می یافت. در این مدت بر اثر حضور این سیّد بزرگوار و اخلاق پسندیده و درسهای عملی آن حضرت که میراث اجداد پاکش بود ، روح و روان مردم این سرزمین از خطر انحراف در امان ماند. اما بعد از گذشت یک سال اجل مهلت نداده و در حالی که تنها 19 بهار از عمر آن سیّد بزرگوار می گذشت ، وفات یافتند. در هنگام شدت مرض و نزع آن حضرت ، زبیــده بــالای سرش آمده و به ایشان می گوید : تو را به حق خدا قسم می دهم از حسب و نسب و طائفه و عشیره خود مرا خبر ده. سیّد محمّد چشمها را به قوّه باز کرده و می فرمایند : مادر اگر بگویم بر تو ، می ترسم گرفتار شوی ! زبیده عرض می کند: عزیزم «لَعَلَّکَ اَنتَ الهاشِمی». سیّد محمّد ساکت می شود ، باز چشمها را به قوّه باز نموده و می فرمایند : من پسر موسی بن جعفر(ع) علوی هستم. زبیده به محض شنیدن این کلمه دستها را بر سر میزند و میگوید : واخجلتا ! جواب جدّت را چه بگویم در روز قیامت ، نسبت به تو جسارت کردم و حقّت را نشناختم ، بعد از آن میبیند که سیّد محمّد از دنیا گذشته است و در میان جیب او ورقه ای یافت شد که نسب خود را نوشته بود.
    بنا به روایات محدّث کبیر سید نعمت الله جزایری(ره) در کتاب المجموعه ، صاحب بقعه را برادر حضرت امــام رضــا(ع) می داند و همچنین می فرماید : آقا سیّد محمّد برادر اعیانی حضرت امام رضا(ع) است و تشریف فرمایی حضرت رضا(ع) موقعی که عازم طوس بوده از راه دزفول ، محض زیارت قبر مقدّس حضرت سیّد محمّد بوده است و تا آن وقت زبیده حیات داشته است که حضرت رضا(ع) او را نوازش فرموده ، انعام داده و نوید شفاعت در روز قیامت داده و تولیت قبر حضرت سیّد محمّد را به او سپــرده و می فرمایند : « مَن زار اخی مُحمّد بالسوَس فکانما زارنی- هر کس برادرم را در منطقه شوش زیارت کند گویی مرا زیارت کرده است ». (لازم به ذکر است که در آن زمان دزفول از توابع شوش بوده است). و حضرت رضا(ع) تا سه روز مجاور قبر حضرت سیّد محمّد بوده است. سیّد جزایری می فرماید: از این جهت معروف است به سبزقبـا « لِانّ مَیلهُ الثَوب الاَخضَر » چون رغبت به جامه سبز رنگ داشته است.





    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 10:10 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:41 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    امام رضا علیه السلام : شُربُ الماءِ البارِدِ عَقیبَ الشَّى ءِ الحارِّ أوِ الحَلاوةُ یَذهَبُ بِالأسنانِ ؛ 
    امام رضا علیه السلام :نوشیدن آب سرد ، پس از خوردن چیز گرم ، یا [خوردن] شیرینى دندان ها را از بین مى برد .
    مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ص 458 .
    آخرین ویرایش: جمعه 20 فروردین 1395 09:44 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید جمعه 13 فروردین 1395 10:10 ق.ظ نظرات ()


    امام رضا علیه السلام : كُلُّ نافِعٍ مُقوٍّ لِلجِسمِ فیهِ قُوَّةٌ لِلبَدَنِ فَحَلالٌ و كُلُّ مُضِرٍّ یَذهَبُ بِالقُوّةِ أو قاتِلٌ فَحَرامٌ ؛
    امام رضا علیه السلام :هر چیز سودمند و نیروزا براى جسم كه موجب تقویت بدن مى شود ، حلال است ، و هر چیز زیان آور كه نیروى آدمى را مى گیرد ، یا كشنده است ، حرام است .
    آخرین ویرایش: جمعه 13 فروردین 1395 10:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید سه شنبه 10 فروردین 1395 09:45 ق.ظ نظرات ()


    امام جواد علیه السلام : مَن زارَ قَبرَ عَمَّتی بِقُمَّ ، فَلَهُ الجَنَّةُ ؛
    امام جواد علیه السلام :هر كس قبر عمّه ام (حضرت معصومه علیهاالسلام) را در قم زیارت كند ، بهشت پاداش او است .
    كامل الزیارات ، ص 536 .
    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 فروردین 1395 09:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید سه شنبه 10 فروردین 1395 08:30 ق.ظ نظرات ()

    یا حبیب الباکین



    به مهربانی امام رضا علیه السلام


    همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم
    قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم


    نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
    نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم


    نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند
    که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم


    به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن
    در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم


    سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
    بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم


    تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من
    تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم


    اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم: 
    که من یک شاعر درباری‌ام مداح سلطانم

    سید حمید رضا برقعی
    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 فروردین 1395 08:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید دوشنبه 9 فروردین 1395 09:55 ق.ظ نظرات ()


    امام رضا علیه السلام : فَانظُر ما یُوافِقُكَ و یُوافِقُ مِعدَتَكَ و یُقَوَّى عَلَیهِ بَدَنُكَ ویَستَمرِئُهُ مِنَ الطَّعامِ فَقَدِّرهُ لِنَفسِكَ وَاجعَلهُ غَذائَكَ ؛
    امام رضا علیه السلام :بنگر چه چیزى با تو و معده تو سازگار است ، و بدنت از آن نیرو مى گیرد و آن را گوارا مى داند ؛ چنین غذایى را براى خود برگیر و آن را خوراك خود بدان .
    . بحار الأنوار ، ج 62 ، ص 310 .

    آخرین ویرایش: دوشنبه 9 فروردین 1395 09:57 ق.ظ
    ارسال دیدگاه