تبلیغات
ناحق - مطالب ابر ولادت
منوی اصلی
ناحق
گرافیک در خدمت اسلام
  • کبلایی حمید جمعه 20 فروردین 1395 09:51 ق.ظ نظرات ()
    برای دریافت تصویر در سایز اصلی و بدون نویز بر روی آن کلیک کنید


    رسول اللّه صلى الله علیه و آله :حَقّاً لَم یَكُن لُقمانُ نَبِیّاً ، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً ، كَثیرَ التَّفَكُّرِ ، حَسَنَ الظَّنِ ، أحَبَّ اللّه َ فَأَحَبَّهُ ، وضَمِنَ عَلَیهِ بِالحِكمَةِ ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ : یا لُقمانُ ، هَل لَكَ أن یَجعَلَكَ اللّه ُ خَلیفَةً فِی الأَرضِ تَحكُمُ بَینَ النّاسِ بِالحَقِّ؟ 
    فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ ، فَقالَ : إن یُجبِرنی حدیث رَبّی قَبِلتُ ، فَإِنّی أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بی أعانَنی وعَلَّمَنی وعَصَمَنی ، وإن خَیَّرَنی رَبّی قَبِلتُ العافِیَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ . 
    فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا یَراهُم : لِمَ یا لُقمانُ؟ 
    قالَ : لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها یَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ یَنجو ویُعانُ وبِالحَرِیِّ أن یَنجُوَ ، وإن أخطَأَ أخطَأَ طَریقَ الجَنَّةِ ، ومَن یَكُن فِی الدُّنیا ذَلیلاً خَیرٌ مِن أن یَكونَ شَریفاً ، ومَن یَختَرِ الدُّنیا عَلَى الآخِرَةِ تَفتِنهُ الدُّنیا ولا یُصیبُ مُلكَ الآخِرَةِ . 
    فَعَجِبَتِ المَلائِكَةُ مِن حُسنِ مَنطِقِهِ ، فَنامَ نَومَةً فَغُطَّ بِالحِكمَةِ غَطّا فَانتَبَهَ فَتَكَلَّمَ بِها ، ثُمَّ نودِیَ داوُدُ بَعدَهُ فَقَبِلَها ولَم یَشتَرِط شَرطَ لُقمانَ . . . وكانَ لُقمان یُؤازِرُهُ بِحِكمَتِهِ حدیث وعِلمِهِ ، فَقالَ لَهُ داودُ : طوبى لَكَ یا لُقمانُ ، اُوتیتَ الحِكمَةَ وصُرِفَت عَنكَ البَلِیَّةُ ، واُوتِیَ داوُدُ الخِلافَةَ وَابتُلِیَ بِالرَّزِیَّةِ أوِ الفِتنَةِ . 
    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :در حقیقت ، لقمان ، پیامبر نبود ؛ لیكن بنده اى بود مصمّم، اندیشه مند و با حُسن ظن . خدا را دوست مى داشت . پس خدا نیز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز ، خوابیده بود كه ناگهان به پذیرش خلافت ، فرا خوانده شد كه : «اى لقمان! آیا مى خواهى كه خداوند ، تو را خلیفه اى در روى زمین قرار دهد تا در میان مردم ، به حق ، داورى كنى ؟» . 
    لقمان ، بیدار شد و در پاسخ گفت : «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى پذیرم؛ زیرا مى دانم كه اگر با من چنین كند . یارى ام مى نماید و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخیّر سازد، عافیت را مى پذیرم و بلا را نمى پذیرم» . 
    فرشتگانى كه نمى دیدشان ، با صدایى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنین گفتى؟ 
    گفت: «زیرا حكمران ، در سخت ترین و مشكل ترین مقام ، جاى گرفته كه ظلم از هر طرف ، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود یا یارى گردد . اگر به صواب داورى كند، امید است كه نجات یابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنیا حقیر و بى مقام باشد ، بهتر از این است كه صاحب مقام باشد ، و هر كس دنیا را در مقابل آخرت بر گزیند، دنیا او را مى آزماید ؛ ولى به پادشاهىِ آخرت ، دست نمى یابد» . 
    فرشتگان از زیبایىِ گفتار او ، در شگفت شدند. لقمان ، لحظه اى خوابید و سراسر وجودش آكنده از حكمت شد. پس ، از خواب بیدار شد و [از آن پس ]حكیمانه سخن گفت . 
    پس از او، داوود علیه السلام به پذیرش خلافت ، فرا خوانده شد و او آن را پذیرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... . لقمان با دانش و حكمتش ، داوود را یارى مى كرد. داوود گفت: «خوشا به حالت ، اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گردید ؛ ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصیبت و فتنه گردید» .
    تاریخ مدینة دمشق : ج 17 ص 85 ، كنز العمّال : ج 14 ص 34 ح 37865 ؛ مجمع البیان : ج 8 ص 494 نحوه وراجع : نوادر الاصول : ج 1 ص 247 وتفسیر القمی : ج 2 ص 162 .

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • کبلایی حمید سه شنبه 10 فروردین 1395 08:29 ق.ظ نظرات ()


    ساقی امشب باده در دف میکند
    مستی ما را مضاعف میکند
    آخرین ویرایش: سه شنبه 10 فروردین 1395 08:30 ق.ظ
    ارسال دیدگاه